تئاتر

دیروز برای اولین بار در زندگیم رفتم تئاتر.

پیشنهاد از یکی از همکار های بابام بود.

اسم نمایش عشق لرزه بود

http://artara74.persiangig.com/Weblog/File_25841_64326.JPG

داستان جالب و غیر قابل پیش بینی ای داشت.

راستش رو بخواید خیلی از سینما بهتر بود.

حیف عکاسی ممنوع بود وگرنه عکس های خوبی می گرفتم.

و در آخر یک جمله از آخر های نمایش:

((برای فراموش کردن مشکلات روزانه، خواب را بخشید))

/ 2 نظر / 8 بازدید
سنگ پشت

آخ! هیچی مث خوابیدن حال نمی ده! قبول داری؟ [نیشخند]

ماهی گلی

سلام. سید جان حالت خوبه. تئاتر کلا از سینما مجردتره. یعنی هنر سرتریه. راستی تو اون عکسی که سمت راست وبلاگت هست چرا تو ویزور نگاه نمی کنی؟ [نیشخند] موفق باشی