2چرخه سواری امروز

(عکس های زیر کوچک شده اند و اگه می خواید اندازه اصلی ببینید و اگه از فایرفاکس استفاده می کنید روی عکس کلیک راست کنید و View Image رو بزنید. اینترنت اکسپلورر هم خودتون پیدا کنید نیشخند )

خوب، امروز؟

صبح پا شدم و رفتم امتحان دادم. امتحان رو چطور دادم بیخیال. بعد امتحان اومدم خونه و تصمیم گرفتم برم دوچرخه سواری + عکاسی.

آخه از وقتی تهران آلوده شده درست و حسابی نرفته بودم دوچرخه سواری. فکر کنم 3 4 هفته بشه سواره دوچرخه نشده بودم.

زنگ زدم احسان که پاشه بیاد بریم دوچرخه سواری. احسان یک انسان پایست مثل خودم. کلا کافیه بگی بریم فلان جا میاد.

احسان اومد و من تازه داشتم حاظر می شدم. کلی منتظر موند و من رفتم پایین و گفتیم حالا کجا بریم؟ گفتم بریم بالا. (ما بلوار دریا (شهرک) هستیم و بالا یعنی سعادت آباد و فراز). رفتیم و هوا فوق العاده بود. دماوند کامل دیده می شد. من یکم نفسم یخ کرد، گفتم بیابرگردیم پایین.

دماوند از روی نیایش:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7217%20R.jpg

برگشت رو از روی پل هوایی کورد علاقم اومدیم (خیابون شهرداری) و اونجا هم کلی عکس گرفتم:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7223%20R.jpg

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7232%20R.jpg

این هم احسان که شبیه دزدا شده در حال دزدین برج میلاد:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7230%20R.jpg

بعدش گفتیم چیکار کنیم گفتیم بریم بپریم. از جلوی خونه ابراهیم دایی رد شدیم تو دلم گفتم یک باز نشد از اینجا رد بشم (زیاد از اونجا رد می شم) و دایی اینا رو ببینم. همین که رد شدیم برگشتم دیدم اه، خودشونن. رفتم سلام علیک و اینا و بعدش رفتیم محل پرش اول. خوب همچین بهش نمی شد گفت محل، اما خوب 3 تا پله بود. این هم نتیجه:

عکس مخلوط 4 تا عکس:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7258%20ER.jpg

این هم تک عکس:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7260%20R.jpg

این هم احسان (عکسشو اشنباه ریسایز کردم لینک دادم صفحه پر حجم نشه):

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7264%20R.jpg

بعدش رفتیم پارک دلاوران:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7271%20R.jpg

و احسان:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7277%20R.jpg

بعدش رفتیم یک سری کشفیات محله ای کردیم که یک جای خلوت و خطرناک و توپ برای دوچرخه سواری پیدا کردیم و عشق و حال و یک جایی بود احسان گفت می خوام بپرم من هر چی نصیحت کردم گفتم بلد نیستی ، تو تجربت کمه، اینجا بیای پایین لاستیک جلوت گیر می کنه. اگه جلوت گیر نکنه عقبت له میشه. هر چی گفتم گوشش بدهکار نبود:

1- به امید اینکه بپره

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7288%20R.jpg

2- بعد می فهمه که نپریده با سرعت میاد پایین قهقهه

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7290%20R.jpg

3-میاد پایین لاستیک جلوش گیر می کنه شیطان دیدی گفتم؟

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7291%20R.jpg

4- کمک جلو جمع میشه و منحرف میشه و ... (پیشنهاد می دم حتما این عکس رو بزرگ ببینید)

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7292%20R.jpg

5- این جا رو عکس نگرفتم دویدوم خودشو بگیرم نیشخند که در ادامه ی عکس قبل یک دور شمسی قمری می زنه و دوچرخه میاد روش. که خودشو همون جا دفن کردم. ولی خوب خدا رو شکر جاییش نشکست.

بعدش که احسان یک ربع طول کشید خودشو راس و ریس کنه و تا اون موقع من جا های کم ارتفاع تر رو پریدم و احسان که ok شد اومد ازم عکس گرفت:

1- دورخیز

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7307%20R.jpg

2- بالا کشیدن

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7308%20R.jpg

3- پرواز

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7309%20R.jpg

4- کمی قبل از فرود

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7310%20R.jpg

5- فرود موفق از خود راضی

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7311%20R.jpg

این هم همینجوری:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7313%20R.jpg

و در نهایت کمی جفتک پرونی:

http://artara74.persiangig.com/2Charkhe/DSC_7323%20R.jpg

بعدش تازه فهمیدم که نه صبحانه خوردم و نه ناهار که لاستیک جلو و عقبم جفتشون باد خالی کرده بودن و مسیر حدودا سر بالای رو پدرم در اومد با شکم گرسنه.

و رسیدم خونه D:

 

/ 7 نظر / 55 بازدید
محمد

سلام چطوری؟ همه ثوادشون کمه به نوشته ها کاری ندارن و عکساشو میبینن!! ولی بنده سرعت اینترنتم کمه و نمیتونم عکاستو ببینم و مجبورم از نوشته هات ،عکس هات رو مجسم کنم!!! جالب بود! کاری نداری!!؟بای بای!

سپهر:))))

فووووووووووووووق العاده بود!هم نوشته هاش هم عکساش[قهقهه] به نظرم نوشته هاش خنده دارش کرد[قهقهه] مرسی مرسی مرسی[خنده]من بعضی از عکسارو save کردم!حلالم کن[نیشخند]

احسان

اولا اینکه از همین زمین خوردناست که آدم تجربه کسب میکنه...نامرد چرا نگفتی که یه کیک 600 تومن و یه رانی بهت دادم بخوری چاق و چله بشی...ولی عکسای خیلی خوبی بود...ولی علی حسابی پکیدما.[گریه]ولی دمت گرم حاله روحیم خیلی بهتر شده. [گل][لبخند] راستی یادم باشه که خاطره ی امروزو تو وبم بنویسم.[بغل]

مهدی

سلام من از اونايي هستم كه تو وقت فراقتم به همه جا سر ميزنم و شما هم از اوناهايي هستي كه به هيج جا سر نمي زني بگذريم اومدم بگم از اين كهع در مورد مشهدي ها خوب فكر كردي ازت تشكر كنم به عنوان يه مشهدي خيلي حال كردم دمت گرم ايول اما گذشته از اين حرفها سفر مشهد و بيخيال نشو اونم زيارت حضرت رضا(ع) من خودم مي گم فاصله خونه ما تا حرم 20دقيقه بيشتر راه نيست اما اينو بهت بگم تا خود آقا نطلبه نميشه حالا چه فاصله راهت 20دقيقه باشه چه 20ساعت يه كم به دلت رجوع كن اگه ديدي دو به شكي دلو بزن به دريا و بيا زيارت وقتي برگردي روحت جلا پيدا مي كنه و سبك ميشي بيا و از خوده آقا هر چي مي خواي بگير باورت ميشه من الان دو هفته فرصت نكردم برم حرم هي فصد مي كنم برم ولي نميشه يا بعضي وقتا تنبلي مي كنم من جاي شما بودم ساكمو مي بستم و يا علي ببخش زياد نوشتم عكسات هم باحال بود از دوره نوجوني خوب اسفاده كن كه گذراست خوش باشي يا حق

تسلیم

خسته نباشی پهلوون!!!! عکسا خیلی عالی بودند...

رحمانی

سلام به مشهد هروقت رسیدی بیا وقت کردی از ما هم خبربگیرید ممنون