دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

چند وقتیه رشد رو خیلی محسوس توی خودم احساس می کنم. منظورم رشد عقلیه.

وقتی به کار هایی که سال پیش می کردم فکر می کنم خیلی خندم می گیره. عجب مشنگی بودما!

حالا سال پیش یک چیزی من هر ماه، ماه قبلمو محکوم می کنم که فلان کارم درست نبوده و اینا! یا عجب کار ضایعی کردم و از این حرفا...

اون طوری که خودم برآورد کردم من از 13 سالگی رشد عقلیم شروع شد :دی قبلش بی عقل نبودما. منظورم اینا که منحنی رشد عقلیم به سمت بالا رفته و معادلش درجه 2 شده.

از لحاظ ضاحری هم خال خالی شدم (جوش). ریختم ریخته به هم.

همین دیگه! پنچری دوشچرخم رو هم گرفتم. چرا دروغ میگی تو عرضه پنچر گیری داری؟ خوب باشه تیوپش رو عوض کردمکه اولین تجربه تعویض تیوپ چرخ عقب بود که پدرم رو در آورد.

ظهر ها اگه بچه ها باشن که می رم کوچه. اگه نباشن یا حس کوچه نباشه با محمد (خلاقی) می رم پارک آبشار دوچرخه سواری. اگه محمد هم نباشه تنهایی تو خیابون با دوچرخه می گردم. (آخه تنهایی برم پارک آبشار برام حرف در میارن :دی)

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٦ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |