دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

کاش من در زمانی قبل تر به دنیا می اومدم که الان دور و وری هام همه اینطوری نباشند.

کاش دور و وری ها کمی شوق داشتند.

الان همه همه کیف های زندگیشون رو کرده اند و من باید تنهایی کیف کنم.

دلیلش چیه که خواهر هام همه جا رو دیدن و من فقط مشهد و بجنورد و همین؟

چرا کسی نمی فهمه من هم آدمم؟

چرا سیبلنشتئشمنکوادکمتداشتاذدنمادادمنتشادشمکا؟

یبنتایتاناتسمنتادسمنلامینتانیتامنکیتاکنیتا

ببخشید اعصابم سر جاش نیست.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |