دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی‌ست این ایام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چکد در جام

اشکواری‌ست می کشد لبخند
ننگواری‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که برنیاید گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزیم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!

::احمد شاملو::

---

فردا قراره با زهرا بریم توچال، کل (کَل) ایستگاه ٢ گذاشتم اما می دونم نمی رسم.

امروز ١٢ آذر، اولین برف درست و حسابی تهران (محله ما) اومد، البته قبلش تجریش برف اومده بود ولی نه به این شدت. پس سلام بر برف.

---

.:عکس روز:.

::نگاه::

http://artara74.persiangig.com/Images/Gorbe/DSC_9691%20R.jpg

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٢ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |