دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

دیروز برای اولین بار در زندگیم رفتم تئاتر.

پیشنهاد از یکی از همکار های بابام بود.

اسم نمایش عشق لرزه بود

http://artara74.persiangig.com/Weblog/File_25841_64326.JPG

داستان جالب و غیر قابل پیش بینی ای داشت.

راستش رو بخواید خیلی از سینما بهتر بود.

حیف عکاسی ممنوع بود وگرنه عکس های خوبی می گرفتم.

و در آخر یک جمله از آخر های نمایش:

((برای فراموش کردن مشکلات روزانه، خواب را بخشید))

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱۳ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |