دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

به نام او

دیروز قرار بود من برم نمایشگاه. از همه پرس و جو کردم فهمیدم که پیروز اینا و چند تا از بچه هامون می رن. من هم حاضر شدم و راه افتادم به سمت اتوبوس. تو اتوبوس با خودم گفتم " اه باید تا حقانی تو اتوبوس توشله بازی کنم (کنایه از الافی)" اینجا بود که در اتوبوس باز شد و یک پسره اومد نشست کنارم. بهش نگاه نکردم. زد رو شونم و گفت "سلام پسر" برگشتم دیدم اوووو پیری تو اینجا چی کار می کنی؟ گفت داره میره نمایشگاه. تو راه کمی فک زدیم و رسیدیم به مترو و از مترو هم به مصلی. از هم جدا شدیم. "اه دوباره باز باید تنها پیاده برم تا شبستان." یهو دیدم علی کرمی جلومه نیشخند . رفتیم تو نمایشگاه و 2 3 ردیف رو با این کرمی رفتم دیدم سرعت نمایشگاهیش پایینه. تشنه ام هم بود. برای پیچوندنش گفتم می رم آب بخرم و بعدشم پیچوندمش. حالا کل غرفه ها رو با سرعت 10 غرفه در دقیقه رد کردم. تصمیم یجا داشتم خسته و کوفته راه می رفتم که این پیری رو دیدم دوباره. رفتم و رفتم یهو منو می گی شارژ کردن. پوستر ناروتو قلب . به نیت اینکه بدم به خواهرم خریدمش و کمی تو نمایشگاه چرخ زدم (کنایه از الافی کردن) و رفتم طبقه بالا. چند نفر بودن که پانتومکیم بازی می کردن. ازشون عکسی گرفتم خوششون اومد. قرار شد باشون ایمیل کنم. بعدش هم خبر رسید که موبایل علی کرمی دست مصطفی هدایت بوده که علی کرمی گم شده بدون موبایل خنده. حالا وقت برگشت بود. این دفعه از ایستگاه شهید بهشتی رفتم و رسیدیم به ایستگاه اتوبوس. وااای من همیشه از برگشت با اتوبوس توی این ساعت بدم میومد. چون ترافیکه شدیده و من هم باید همش تو اتوبوس موبایل بازی کنم تا برسیم. یهو دیدم این پیری اومد . زدم پشتش گفتم بیا بشین. ولی جون من این قانون جذب چقدر خوب کار می کنه. آخه پیری از بچه های جدید مدرسمونه و من ازش خوشم اومده بود و تصمیم داشتم باهاش رابطه برقرار کنم. اینطوریا بود دیگه. آدم نمیشه تصادفی یک نفر آشنا رو 3 بار ببینه. میشه؟ رفتم خونه تازه یادم اومد مموری ریدرم خونه خواهرمه گریه

پ.ن: عکس های دیروز رو به همراه عکس های امروز امشب می زارم.

پ.ن2: زهرا مموری ریدرم رو بیار تا عکس ها رو بزارم.

پ.ن3: زهرا جون هر کی دوست داری تا امشب مموری ریدرم رو بده.(کنایه از تاکید)

عکس روز:

.:بدون عنوان:.

مربوط به توچال

http://artara74.persiangig.com/Images/DSC_8093%20RW.jpg

برای سایز بزرگتر روی عکس کلیک کنید

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٧ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |