دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

امروز درد دل ندارمنیشخند

ولادت امام حسن مجتبی هم مبارک باشه

خاطره:(عکس ها رو به دلیل حجم زیاد توی ادامه مطلب گذاشتم)

دیروز محمد خلاقی اومد خونمون و من قرار شد براش قالب بسازم. یک ساعت ول کشید تا تصمیم گرفت چه قالبی می خواد. همون قالبی که من همون اول بهش گفتم. حالا نشستم یک قالب نایت اسکین رو ور داشتم و سوراخ سوراخش کردم. من معمولا کار های قالب سازیم رو توی این وبلاگ انجام می دم: http://testitestitesti.persianblog.ir . قالب رو ساختم. خودم کف کردم. خواستم همون قالب رو برای خودم بزارم ولی گفتم نا مردیه. کمی تغییرش دادم و گذاشتم همینی که الان رو وبلاگمه. از قضیه دور شدم. ساخت قالب محمد که تموم شد بابام گفت پاشو بریم بیمارستان(اون هایی که نمی دونن: قضیه اینه که دیشب افطاری بیمارستان شهید مدرس بود و من هم عکاسش). منم محمد رو فرستادم خونشون و خودم حاضر شدم.

دوربین؟ حاضر

فلاش؟ حاضر

باتری یدک؟ حاضر

کیف؟ حاضر

لنز؟ حاضر

باتری یدک فلاش؟ حاضر

سه پایه؟ حاضر

آماده؟ 3 2 1 شروع...

اول که رسیدم سه پایه رو گذاشتم اتاق بابا. بعدش سریع پریدم از سفره پهن کردن ها عکس گرفتم. (عکس 1 تا 11) بعدش رفتیم حیاط پایین برای دعای سمات. اذان که شد موذن یک اذان دل نشین گفت (عکس 12) و ما هم نماز رو شروع کردیم. بعد نماز همه بدو بدو رفتن حیاط بالا برای افطاری. من هم سریع یک بطری آب از سفره کش رفتم و با همون روزمو باز کردم. تا زمانی که خوردن غذا ها تموم شد من داشتم تو کل محوطه سر پا عکاسی می کردم(عکس 13 و 14). هر چی دنبال زولبیا بامیه ای چیزی تو سفره گشتم که کش برم پیدا نکردم. اول یک آقای مداح اومد مداحی کرد در مورد امام حسن. بعدش ریاست محترم بیمارستان مدرس (تا حالا بابام رو اینطوری صدا نزده بودمخجالت ، عکس 15 و 16) اومدند و حرف زدند. اونجا بود که از الافی سرم رو به سوی آسمون بردم و دیدم ماه چقدر قشنگه و یک عکس ازش گرفتم (عکس 17) . بعد از تموم شدن حرف بابام یک حاج آقایی اومد در مورد امام حسن حرف زد(من که هیچی گوش ندادم). و در آخر قرعه کشی (عکس 19) . البته یک عالمه عکس گروهی هم بود که به دلایل امنیتی نمی زارم اینجا.

تو عمرم 4 ساعت رو اینقدر خلاصه ننوشته بودم. عکس ها هم خیلی خلاصه اند. امروز عکس روز نمی زارم به جاش عکس های دیشب رو می زارم که 19 تاست.برای دیدنشون به ادامه مطلب برید.

 


عکس ها (برای سایز بزرگتر روی عکس ها کلیک کنید)

عکس 1 :

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6745%20R.jpg

عکس 2:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6689%20R.jpg

عکس 3:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6694%20R.jpg

عکس 4:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6704%20R.jpg

عکس 5:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6726%20R.jpg

عکس 6:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6729%20R.jpg

عکس 7:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6742%20R.jpg

عکس 8:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6748%20R.jpg

عکس 9:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6780%20R.jpg

عکس 10:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6786%20R.jpg

عکس 11:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6797%20R.jpg

عکس 12:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6825%20R.jpg

عکس 13:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6865%20R.jpg

عکس 14:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6871%20R.jpg

عکس 15:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6904%20R.jpg

عکس 16:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6906%20R.jpg

عکس 17:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6918%20R.jpg

عکس 18:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6924%20R.jpg

عکس 19:

http://artara74.persiangig.com/Eftari/DSC_6940%20R.jpg

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱٤ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |