دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

.:هوالرحمن:.

سلام،

داشتم فیسبوکم رو با موبایلم بالا پایین می کردم و حسابی هم بیکار بودم. گفتم برم یک سری به اولین روز هایی که فیس بوک عضو شده بودم بزنم. نمی شد که همین جور See more result‌بزنم و برم صفحه صفحه تا به اولش برسم. یک فرمول کشف کردم توی آدرسش که بسیار سخت بود. بالاخره عدد 1235000000 رو کشف کردم که برای اولین روز فیس بوک منه و همینجور صفحه صفحه رفتم جلو (صفحه بعدیش می شد 1236000000) و دیدم 2 سال پیش همین موقع ها بود. یادش بخیر. بچه بودما! همه آهنگای عشق و عاشقی رو بر وزن دوربین می بردم و کلا عاشق عکاسی بودم. با اینکه خیلی کمتر از الان حالیم می شد. منو برد توی یک خاطره ای...

توی اینترنت می گشتم. آشفته بودم. واقعا 1000D‌یا D60 ؟ خیلی انتخاب سختی بود. 1000D لایو ویوو داشت و ما هم توی کنون آشنا داشتیم اما نیکون نیکونه دیگه. کیفیت بهتری داره. یک ماه بود سر این دو تا مونده بودم. باید قبل عید می گرفتم. و خیلی کم مونده بود تا عید. یک روز رفتم پیش بابام. پروپوزال شفاهیمو برای خرید دوربین و اینکه می خوام 1000D بخرم و کی بریم و اینا رو دادم. بابام گفت باشه یک شنبه می ریم (نمی دونم چرا اما یک شنبه رو یادمه). شب بعد باز هم در مورد مقایسه این دو دوربین حرف زدم و گفتم اینا جفتشون اینقدر چیز میز کم دارن که نمی دونم کدومو انتخاب کنم. بابام در مورد فیلم برداریشون پرسید. گفتم DSLR ها فیلم برداری نمی کنن و فقط مدل D90‌نیکونه که فیلم می گیره (اون موقع از وجود 5DmkII خبر نداشتم). همونی که عمو می گفت خیلی خفنه و دوست داره بخره. بابام گفت چنده؟ گفتم 1250000 ناقابل نیشخند . بابام کمی فکر کرد. گفت چرا اینو نخریم؟ گفتم واقعا اینو می خری (منو می گی درونم داشت منفجر می شد) ، گفت آره. گفت برو یکم ریویوو (Review) بخون تصمیم گرفتی بگو. منم که استاد Reveiw یعنی از سن 13 سالگی کارم خوندن Review‌توی اینترنت بود و تبحر [؟] خاصی توش داشتم. نشستم و صبح و شب همه سایت ها و فروم ها رو خالی کردم و ok رو به بابام دادم. بابام گفت باشه. یک شنبه بریم (یادم اومد چرا یک شنبه.  اون موقع ها بابام یک شنبه ها کلینیک شفا می رفت و وسط شهر می رفت). تا یک شنبه وقت زیاد بود. یک روز با بابام در مورد دوربین حرف زدم گفت 1 تومن برای یک دوربین برای تو خیلی زیاده و همون کنون رو هماهنگ می کنم بریم یگیریم. من هم که دیگه ریویوو D90 خونده بودم به 1000D‌راضی نمی شدم که! گذشت و گذشت که بابام یک مجله گرفته بود از روی میز برداشتم خوندم صفحه اولش تبلیغ D90‌بود. چند دقیقه فقط به قیافه ی زیبای این دوربین نگاه کردم. به بابام گفتم بابا ببین چقدر معروفه تو مجله ی متفرقه هم تبلیغش می کنن. بابام دید من خیلی مشتاقم و اینا گفت باشه می خرم برات و فکر کنم منو بغل کرد. منم بوسش کردم و وقتش بود که برم جار بزنم. دوست خواهرم که فکر کنم کتایون بود اومده بود خونمون. مثل چی رفتم در اتاق خواهرمو زدم گفتم مریم بابا قبول کرد D90 بگیره برام. دوستش پرسید D90 چیه و اینا که من رفتم و خواهرم جوابشو داد. یادمه بابام از مدرسه مرخصی گرفتم که روز 25 اسفند 87 ساعت 12 از مدرسه برم و با بابام بریم دوربین رو بخریم. یادش بخیر که عید 60 گیگابایت عکس گرفتم (Raw + JPG) و ...

چقدر زود گذشت. به عکس های روی دیوار اتاقم نگاه می کنم. 9 تاشونو فعلا وصل کردم. فکر کنم فقط یکیش برای نیمه اول سال 88 باشه. بعد یهو یاد بد بختی هام می افتم. وای باید بعد امتحانا برم عکسباران کلی عکس بدم چاپ و جیب منم که خالی!‌

قرار شده آخرای تیر با دوچرخه بریم شمال. هر کی پایه هست بیاد. احتمالا سرپرست (مربی، همراه، مراقب ... هر چی اسمش هست) از فدراسیون دوچرخه سواری کوهستان بیاد. بین 7 تا 9 روز طول می کشه. اگه سرپرست نیاد مجبوریم از جاده دیزین-چالوس-کلاردشت بریم که زیاد خفن نیست و البته آسون تره (دسترسی به همه چیز از جمله توالت،‌رستوران و... هست) و اون مسیری که با سرپرست می ریم احتمالا انسان زندگی نمی کنه نیشخند . در عوض کوهستانی، کم شیب، سرسبز تر از چالوس هست. پایه ها دستا بالا!

---

شما رنگ متن وبلاگم رو چه رنگی میبینید؟ یک سری اومدن گفتن چرا وبلاگت متنش خاکستریه. بعد دیدم راست می گن. برای شما چطوریه؟ رنگ این مطلب با قبلی ها فرق داره؟

ای کی میشه از دست این پرشین بلاگ به ورد پرس فرار کنیم.

---

امتحانا دیگه داره خسته ام می کنه! فقط 4 تا مونده. می ترسم این آخری ها رو خراب کنم. واقعا جون درس خوندن ندارم دیگه. ریاضی - زبان - هندسه - جغرافی. ریاضی که فردا داریم و امیدوارم خوب بدم. زبان که او کی هست. هندسه باید بشینم بخونم خفن! جغرافی هم که یک سری نمونه سوال داریم از اونا میاد.

---

آدما یک جوری شدن. اصلا آدم بزرگ تر که میشه باید مواظب باشه زیاد به فکر بد بختی ها نیوفته. یهو حجم زیادی از بدبختی رو می بینی، جامعه، سیاست،‌اقتصاد، دین، همه چی... همه چی رو Nerve‌ هست!

---

دوربین GoPro به زودی... (اگه تو لبنان باشه)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱۸ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |