دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

.:هو الرحمن:.

آفتاب گرم ظهر تابستان حسابی او را غرق خواب کرده بود. خوابی آشفته. روی تخت خواب ذوب شده بود. صدایی او را از اعماق خواب بیرون کشید. حتی انرژی باز کردن چشمانش را هم نداشت. تا آمد دوباره غرق خواب شود دوباره صدا اعصابش را بهم ریخت. "...آهن ضایعات...". صدایی بی معنی اما اعتراض مانند از گلویش خارج شد. حتی توان فحش دادن هم نداشت. پتو را روی سرش کشید. گرما او را در خواب حبس کرده بود. دوباره غرق در آشفتگی شد. "...آهن آلات،‌آهن ضایعات خریداریم..." تمام توانش را جمع کرد نهایت توانست بگوید: "اه". کم کم مغزش شروع به کار کرد. فکر هایی چرخید و پا هایش را زمین گذاشت. لباسی آبرومندانه تر از تی شرت سفید خیسی که تنش بود به تن کرد و حتی یقه اش را هم درست نکرد. تلو تلو خوران به سمت در رفت. پله ها را یکی بعد دیگری پشت سر گذاشت. کم کم مغزش داشت راه می افتاد. پله های آخر بود. چند قدمی که برداشت ناگهان با فشار زیاد به زمین صاف برخورد کرد. ضربه دوباره او را به هوش آورد. انگار دوباره خوابش رفته بود. در خروجی را باز کرد. ایستاد. نور آفتاب پوستش را می سوزاند. چشمانش را ریز کرد و چند ثانیه طول کشید تا چشمانش به نور عادت کند. وانتی را دید که داشت آهن های زنگ زده ی میوه فروش را می خرید. جلو رفت. صدا با هزار زور از تنگنا های بسته ی گلوی او را گذراند و بالاخره از دهان او خارج شد. "آقا، زندگی منو می خری؟‌ عقل و قلب و دلم رو چی؟ همشون آهنیه". خریدار آهن به چشمان خمار و بی تمرکزش خیره شد. سرش را به نشانه ی تاسف تکان داد. رفت تا آهن های زنگ زده را باز بزند.

"آری، حتی از آهن زنگ زده هم بی ارزش تر است"

-خودم-

http://fc08.deviantart.net/fs17/f/2007/158/d/6/Clap_emoticon_by_smiekie.gif

---

امروز یک لحظه تقویمو نگاه کردم. فردا همون ١٢ امیه که چند روز بعدش تعطیله. به این زودی رسیدیم بهش؟ باورم نمی شد. مثل برق گذشت.

یک کتابخونه ی خوب پیدا کردم خلوت!‌ فقط یک روز در میون مردونست. http://fc05.deviantart.net/fs19/f/2007/248/4/6/_book_by_sml_e.gif

امیدوارم با همین توانم بتونم تا آخر امتحانا رو بگذرونم. فکر کنم دارم خوب می دم.

کلی برنامه واسه تابستون ریختم. کلا زندگیم بهم ریخته. کامپیوترم اصلا نظم نداره. کلی عکس ادیت نشده دارم. کلی عکس ارائه نشده تو اینترنت دارم. کلی ایده عکاسی دارم. کلی لیست کار دارم که می خوام انجام بدم و ...

کامپیوترم هم بهم ریخته خفن. آخه چند وقته عمومی شده کامپیوتر و میام می بینم کلا پلاگین اضافه شده و جای فولدر ها عوض شده و ... اتاقم از عمق بهم ریخته. مغز خودم هم یه ریفرش می خواد.

---

موزیک بسیار زیبایی چند وقته یافت کردم. نمی دونم چرا باهاش خیلی حال می کنم.

آهنگ Ours از The Bravery که موزیک فیلم Twilight: The Eclipse و بازی NFS Shift 2 هست. سبکش راک هست. من وقتی آهنگ های بازی رو دانلود می کردم دیدمش.

http://fc00.deviantart.net/fs26/f/2008/113/4/0/40c6f304342d046e3c3a86f02b75a707.gif

خلاصه ای از متن آهنگ (قسمت های تکراری رو حذف کردم):


After tonight,
who knows where we'll be tomorrow
what if we're never here again?

After tonight
This will be a lifetime ago
so let's stay up until the sky bleeds red.

And we'll stop stop stop the world from moving
Stop stop stop the clocks from turning
Stop this night from fading away

This time is ours
If I could hold this moment in my hands
I'd stop the world from moving
I'd stop the clocks from turning

This time is ours
inside a frozen memory of us
And we are motionless, motionless

Gone like a dream that I have just awoken from
Fading away, just out of reach
And we are here, but I already miss you
even as you're lying next to me

This time is ours

دانلود:

http://artara74.persiangig.com/3. The Bravery - Ours.mp3

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱۱ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |