دوربين بي لنز همه چيز رو محو مي بينه، مثل خاطرات من

سلام.

محرم اومد!

یاد محرم های قبل افتادم. سال پیش که به خاطر عکاسی مداوم هر شب، تا ۶ ماه مچ دستم درد می کرد.

یاد سال ها قبل. محرم هایی که اومدن و گذشتن و هیچ اتفاقی نیوفتاد.

به ١٠٠٠ تا سوال توی ذهنم چند تا سوال دیگه هم اضافه شد. این ها رو می نویسم که بی جواب نمونه.

امام حسین قیام بزرگی کرد. قبول. هر سال عزاداری می کنیم به خاطر عزیزمون که واسه اسلام زندگیش رو داد. قبول. روزه می خونیم و گریه می کنیم. قبول. کلی پند می گیریم از امام حسین و یارانشون. قبول. چرا سینه می زنیم؟ چرا مداحی می کنید؟ چرا حسین حسین می گید؟ از نظر من این کار ها غیر از زیبایی هیچ چیزی نداره. حالا می گیم برای زیبایی عزاداری امام حسین این کار ها رو می کنیم. حدودا قبول. (ولی باز هم به کسی چیزی اضافه نمی کنه). این که حسین حسین رو پشت سر هم می گن و همه می زنن به سر و صورتشون! چی داره؟ به سر و صورتمون می زنیم که راه امام حسین رو دنبال کنیم؟چیزی جز خود زنیه؟ آخه غیر ارادی نیست که بگیم از غم امام حسینه!

خسته شدم از بس توی مجالس زمان مداحی فقط می شینم فکر می کنم که این کارا چه فایده ای داره.

به امید مجالسی ٩۶% با محتوا و ٢% بی محتوا(مداحی) . ٢% دیگش پذیراییه نیشخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۸ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط ::علیرضا:: نظرات () |